عمومی

دامِ عجیب مادر و پسر برای پدر عصبانی

نمی دانستم همه این ماجراها ترفندی برای گرفتن دیه از من است. وقتی مادر و پدربزرگ آن نوجوان 17ساله مرا ترغیب می کردند تا «فرهاد» را به خاطر اغفال دخترم تنبیه کنم، هیچ گاه به ذهنم خطور نمی کرد که آن ها دامی برای اخاذی از من پهن کرده اند و ..

نقشه خانواده پسر جوان برای گرفتن دیه از پدر دختر نوجوان

پدر دختر 13ساله ای که با شکایت همسایه اش به کلانتری احضار شده بود، درباره ماجرای کتک کاری با یک نوجوان 17ساله به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری سجاد مشهد گفت: در همسایگی ما زنی به همراه پسر 17ساله‌اش زندگی می کند که به خاطر اعتیاد شدید همسرش از او جدا شده و اکنون در خانه پدرش ساکن است.

چند ماه قبل «فرهاد» (پسر زن همسایه) دختر 13ساله ام را اغفال می کند و با او طرح دوستی می ریزد. آن ها به صورت تلفنی و پیامکی با هم در ارتباط بودند و مخفیانه به این ارتباط خیابانی ادامه می دادند تا این که چند روز قبل فرهاد دخترم را به بهانه این که مادرش قصد دارد او را ببیند، به منزل خودشان می کشاند اما مادر فرهاد با نقشه قبلی منزل را ترک می کند و آن ها در خانه تنها می مانند.

وقتی فرهاد نیت پلید خود را آشکار می کند که قصد برقراری رابطه نامشروع را دارد، با مقاومت دخترم روبه‌رو می‌شود. بعد از آن بود که ناهید به خانه آمد و ماجرا را برای من و مادرش بازگو کرد. با توجه به این که آن ها همسایه ما بودند اقدام به شکایت نکردم و تصمیم گرفتم ابتدا با خانواده فرهاد صحبت کنم.

وقتی موضوع را با مادر و پدربزرگ فرهاد در میان گذاشتم، هر دو نفر مرا ترغیب کردند که باید فرهاد را تنبیه کنم تا دیگر چنین رفتارهای زشتی را تکرار نکند. من هم که نمی دانستم مادر فرهاد چه دامی برایم پهن کرده است، به محض ورود فرهاد به منزل او را در حضور پدربزرگش کتک زدم، در حالی که مادر فرهاد آن جا را ترک کرد.

زمانی که همسر خودم مداخله کرد تا از کتک خوردن فرهاد جلوگیری کند با اشاره پدربزرگ فرهاد متوقف شد تا به قول معروف فرهاد را تنبیه کنم. در حالی که نمی دانستم همه این ها نقشه ای بیش نیست تا از من دیه بگیرند چرا که حدود یک سال قبل نیز مادر فرهاد به خاطر تصادف جزئی پسرش با راکب یک دستگاه موتورسیکلت حدود سه میلیون تومان دیه گرفته بود. خلاصه روز بعد از این ماجرا، فرهاد و مادرش از من به اتهام ایراد صدمه بدنی شکایت کردند در حالی که من باید قبل از هر اقدامی دست به دامان قانون می شدم و از آن ها شکایت می کردم تا در این دام گرفتار نشوم و …

شایان ذکر است، با صدور دستوری از سوی سرهنگ احمد مجدی (رئیس کلانتری سجاد مشهد) این پرونده برای سیر مراحل قانونی به دادسرای عمومی و انقلاب مشهد ارسال شد.

ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

گردآوری: گروه خبر سیمرغ
Seemorgh.com/news
منبع: khorasannews.com


برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن